مردم ارد و دفاع مقدّس (1)
مقدمه :
31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق به نمایندگی از جبهه ی کفر و نفاق و استکبار جنگ جهانی تمام عیاری را بر علیه ایران اسلامی آغاز کرد.
حضرت امام خمینی(ره)برای آرامش مردم فرمودند:
«...یک دزدى آمده است یک سنگى انداخته و فرار کرده...».
لازم دیدم قبل از ورود به موضوع نقش مردم ارد در دفاع مقدّس ، درباره دو واژه «جنگ » ، « دفاع مقدس » و « اهمّیّت جهاد » مطلبی را که مطالعه کرده بودم و به نظرم جالب رسید به خوانندگان عزیز تقدیم نمایم :
« جنگ » ، « دفاع مقدّس » و « جهاد »
تبیین تفاوت دو واژه فوق نیازمند توجّه به مفهوم و نوع نگاهی است که در ادبیات سیاسی و هنجارهای اجتماعی و دینی یک جامعه پیرامون این دو وجود دارد ؛ جنگ یا « نبرد مسلحانه بین دولتها» به عنوان واقعیّتی در جوامع بشری ، مفهومی عام و از جنبه های مختلف قابل تعریف است و به انواع متعدّدی نظیر ؛ تهاجم نظامی ، جنگ تدافعی ، مشروع و یا نامشروع ، داخلی یا بین المللی و ... ، تقسیم می شود . و در بسیاری مواقع جنگ اقدامی ناپسند ، غیر عقلی ، غیر دینی و نامقدس است نظیر تجاوزات نظامی و راه اندازی جنگ به خاطر سلطه طلبی ، جاه طلبی ، چپاول منابع ملت های دیگر و... . اما دفاع مقدس نوعی خاص از جنگ و نبرد مسلحانه است که از یکسو حالت تدافعی در مقابل تجاوز نظامی بیگانگان داشته واز سوی دیگر مطابق با هنجارهای دینی پذیرفته شده در یک جامعه و دارای ارزش دینی و اجتماعی است ،
مانند جنگ به منظور دفاع از خویش (دفاع مشروع) در مقابل متجاوزین به دین، عِرض، جان و مال خود و بستگان یا مملکت و نیز به منظور دفاع از مظلومین عالم و یا در مقابل ستمگرانی که آزادی دعوت دینی را سلب می کنند و با حاکمیت استبدادی مانع انتخاب آزادانه دین صحیح از سوی مردم می گردند.
در ادامه جهت تبیین دقیق تر موضوع دفاع مقدس توجه به نکات ذیل حائز اهمیت است:
1- قداست و امور مقدس در فرهنگ اسلام
از نظر دین، هر فعل یا امری که جنبه الهی و صبغه ربوبی داشته باشد، مقدس است. « صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً ؛».بقره(2)، آیة 138
قدسی بودن مبتنی بر بهره مندی از صبغه و جنبه الهی در عقاید، اخلاق و افعال فردی و اجتماعی است و آن نیز در پرتو حسن و نیکویی فعل و فاعل به دست میآید. بنابراین هر چیزی که صبغه ربوبی و جنبه الهی داشته و تحت نظارت و دستور خداوند متعال باشد، از امور مقدس محسوب میشود. حتی افعالی که انسانها به مقتضای طبیعت و نیازهای طبیعی خود، انجام میدهند و در راستای دستورات خداوند متعال است، از امر قدسی شدن مستثنا نیست. ر.ک: آیت الله جوادی آملی، نسبت دین و دنیا، نشر اسراء، چاپ اول 1381، صص 100 ـ 89
امام صادق(ع) در این باره میفرمودند: « الکادّ علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله »؛ «کسی که برای تأمین خانواده خویش تلاش کند، اجر او مانند پاداش مجاهد در راه خداست». وسائل الشیعه، ج 17، ص 67
دقت در این حدیث و سایر احادیث مشابه آن، نشان میدهد که شرع با دخالت در امور دنیوی ـ حتی در امور ضروری بشر، همانند به دست آوردن مخارج زندگی ـ سبب میشود بین امور دنیوی بشر و مفاهیم کاملا مقدس (همانند قرآن کریم، پیامبران و امامان و...) ارتباط برقرار و آنها نیز اموری قدسی و الهی شود. حتی ممکن است آن قدر میزان تقدس و الهی بودن آنها بالا باشد، که انسان به یاری آنها بتواند در معاد به بالاترین مدارج عالی بشریت و لقای پروردگارش نایل آید.
تشخیص امور مقدس، میتواند هم از طریق دلایل نقلی و آیات و روایاتی باشد که برای اعمال خاصی نظیر نماز، روزه، حج و جهاد و... ارزش و جایگاه ویژه ای قائل شده اند و هم میتواند از طریق دلیل عقلی دین و حکم آن دربارة اعمالی صورت پذیرد که مربوط به امور زندگی دنیوی و معیشتی جامعه است. در این قبیل از اعمال و رفتار، هیچ فرقی (بین امور مهم و غیر مهم وجود ندارد؛ به گونه ای که از اعمال به ظاهر کم اهمیت مانند خوردن، آشامیدن، تفریح، مسافرت و...) تا امور سرنوشت ساز اجتماعی (نظیر تهیه امکانات اقتصادی ملت، ارایه خدمات و بهداشت و درمان، حفظ امنیت داخلی و خارجی، قانونگذاری و...) همه در صورتی که در راستای تعالیم و ارزشهای الهی بوده و صبغه دینی به خود گیرد و برای تحصیل قرب و رضای الهی باشد میتواند اموری مقدس شوند؛ گرچه درجة قداست آنها متفاوت است. ر.ک: نسبت دین و دنیا، همان، صص 94 – 93
بالاخره اینکه با همه ارزش و اهمیتی که دین اسلام برای هدایت مردم و فهم درست و اقبال انسانها به سوی خداوند متعال و تعالیم او قائل است، هیچگاه تقدّس و ارزشی ماورایی دین و مقدسات ربوبی را بر دیدگاه ها، فهمها و تلقیهای آنان مبتنی نمیکند؛ این گونه نیست که قداست امری، بستگی به نظر و رأی مردم داشته باشد و براساس نظرات موافق و مخالف و توهم و خیال پردازیهای اشخاص، قداست آنان در تغییر باشد؛ بلکه امور مقدس دارای پشتوانه مستقل و ثابت دینی است.
2- مقدس بودن جهاد و دفاع در اسلام
از منظر اسلام، جهاد و دفاع از جایگاه ارزشی بسیار بالایی برخوردار است و در زمره مهمترین امور مقدس دینی به شمار میآید. شهید مطهری(ره) در این زمینه مینویسد: «اسلام دینی نیست که بگوید اگر کسی به طرف راست چهره ات سیلی زد، طرف چپ را جلو ببر و دینی نیست که بگوید کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر وابگذار، و همچنین دینی نیست که ایدة مقدس اجتماعی نداشته باشد و یا کوشش در راه دفاع یا بسط آن ایده را لازم نشمارد. قرآن کریم سه مفهوم مقدس را در بسیاری از آیات خود توأم آورده است: «ایمان»، «هجرت» و «جهاد». انسان قرآن، موجودی است وابسته به ایمان و وارسته از هر چیز دیگر، این موجود وابسته به ایمان برای نجات ایمان خود، هجرت میکند و برای نجات ایمان جامعه و در حقیقت برای نجات جامعه از چنگال اهریمن بی ایمانی جهاد مینماید». ر.ک: مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی(عج)، تهران، انتشارات صدرا، 1374، ص 73
امام علی(ع) در نهج البلاغه در اهمیت جهاد میفرماید: « انَّ الجهاد باب من ابواب الجنَّةِ فتحهُ الله لخاصّةِ اولیائِه »؛ «همانا جهاد دری از درهای بهشت است که فقط به روی دوستان خاص خویش گشوده است» و در ادامه میفرماید: « و هو لباس التّقوی »؛ «جهاد جامه تقوا است». تقوا؛ یعنی، پاکی راستین و پاکی از آلودگیهای روحی و اخلاقی که در خودخواهیها و خودپسندیها و خودگراییها ریشه دارد. به همین دلیل، مجاهد واقعی با تقواترین افراد است؛ زیرا هر کسی از جنبه ای پاک و متقی است. یکی از نظر حسادت، دیگری از نظر بخل و... اما مجاهد از هستی خود گذشته و آن را فدای دین و مردم خود کرده است. بنابراین دری که به روی مجاهدین باز میشود، با سایر پاکان متفاوت است.
سپس میفرماید: « و درع الله الحصینة و جنّته الوثیقة »؛ «جهاد زره نفوذ ناپذیر خدا و سپر مطمئن خداست».
اگر روح ملّتی، روح جهاد باشد و همیشه به این سپر الهی مجهّز شود، دیگر هیچ دشمن توانایی تجاوز و سلطه بر آنان را نخواهد داشت.
امام علی(ع) ضمن برشمردن آثار مثبت جهاد، به بعضی از آثار منفی که بر ترک آن مترتب است اشاره نموده، میفرماید: «آن که از جهاد به دلیل بیمیلی و بیرغبتی روبرگرداند، خداوند جامه ذلت و روپوش بلا برتن او میپوشاند و او را لگدکوب حقارت میگرداند و حجابها و پردهها روی بصیرت دل او قرار میدهد و بینش را از او سلب میکند، برخورداری از دولت حق به جریمه ترک جهاد از او برگردانده میشود و به سختیها و شداید گرفتار میگردد و از رعایت انصاف درباره اش محروم میشود». نهج البلاغه، خطبه 27
از این روست که پیامبر گرامی اسلام میفرماید: « الخیر کلّه فی السّیف و تحت ظلّ السّیف »؛ «خیر و برکت در شمشیر و زیر سایه شمشیر است». شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6، کتاب الجهاد
و در جای دیگر میفرماید «آن که جهاد نکرده و لااقل اندیشه جهاد را در دل خود نپرورده باشد، با نوعی از نفاق خواهد مرد». ر.ک: قیام و انقلاب مهدی، همان، ص 79
در هر صورت، بررسی آیات و روایات متعدد، بیانگر جایگاه والای ارزشی جهاد و دفاع در اسلام و قداست آن است. البته اسلام دین رحمت و صلح و همزیستی مسالمت آمیز است و وجود و وجوب جهاد در آن، صرفاً جنبهای تدافعی دارد و به هیچ وجه، تجاوزگری، ظلم و ستم به حقوق دیگران را تجویز نکرده و برنمیتابد.
ر.ک: سید ابراهیم حسینی، اصل منع توسل به زور، دفتر نشر معارف، قم 1382
هر روز که از شروع جنگ تحمیلی می گذشت نگرانی و حسّاسیّت مردم بیشتر می شد. یک هفته از شروع جنگ گذشته بود ، شب ریش سفیدان و جوانان در مسجد جامع به مشورت نشستند و تصمیم گرفتند که برای مشارکت در دفاع از کشور و دفع تجاوز دشمن به میهن اسلامی به لار مراجعه کنند و عازم جبهه های نبرد شوند.فردا صبح قبل از طلوع آفتاب همراه با قریب 70 نفر، از مردم ارد، متشکل از پیر و جوان راهی شهر لار شدیم و به دلیل این که هنوز تشکیلاتی برای اعزام نیروهای مردمی به جبهه شناخته شده نبود ، مردم در جلو پادگان ژاندارمری وقت ، واقع در خیابان گردان شهر قدیم لار تجمع کردند و با اصرارخواستار اعزام به جبهه های نبرد علیه متجاوزان بعثی بودند. علاوه بر مردم اَرَد، از نقاط دیگر لارستان بزرگ آن زمان از جمله از بخش لامرد نیز عده ی زیادی داوطلب اعزام به جبهه آمده بودند. آنها سلاحهای شخصی خودشان را که بیشتر قدیمی و متعلق به دوران جنگ جهانی اوّل و دوم وحتّی قبل از آن بود (نظیر تفنگ«سرپر»،«بِرنو»،«مارتین»،«انواع سوزنی شکاری» و... ) به همراه داشتند.خوب به یاد دارم که یکی از داوطلبان لامردی حدود 60 ساله ، یک طپانچه قدیمی را روی قنداق چوبی نصب کرده بود و اصرار داشت با همان سلاح به جبهه برود. فرمانده ژاندارمری لار به میان جمعیّت آمد وضمن تشکّر از مردم ، اظهار داشت که شما آموزش نظامی ندیده اید و دستوری برای اعزام مردم به جبهه ها دریافت نکرده ایم. به ولایتتان برگردید ، اگر دستوری برای اعزام نیرو رسید به شما اطلاع خواهیم داد. و بالاخره مردم با ناراحتی به روستاهایشان برگشتند.
هیچ کس فکر نمی کرد جنگ طولانی شود. هر روز که می گذشت ، با انتشار اخبار نگران کننده جنگ و پیشروی نیروهای صدّام به ویژه در مناطق جنوبی کشور و سقوط شهرها و روستاهای مرزی ، تب و تاب و اشتیاق اعزام به جبهه در مردم داغ تر می شد. نیمه دومین ماه جنگ ، مصادف با ماه محرم شد و عزاداری های آن سال تحت تاثیر حوادث جبهه ها بسیار پرشورتر بود و جلسات متعدّدی در گوشه و کنار و بیشتر در مسجد جامع در ارتباط با جبهه برگزار می شد. تاثیر گذار ترین فرد در این جلسات شهید بزرگوار محمّدعلی علی پور بود که می گفت : باید کاری کنیم و تکلیف خودمان را در ارتباط با جنگی که بین حقّ و باطل روی داده مشخص کنیم. اعتقاد ایشان این بود که امام خمینی حسین زمان است که در برابر یزید زمان ایستاده است و جبهه های نبرد ، تکرار صحنه کربلاست. بیشتر شرکت کنندگان این جلسات را جوانان و نوجوانان تشکیل می دادند و تعدادی از داوطلب مردمی ایّام انقلاب (موسوم به پاسدارها) نظیر مرحوم حاج جانعلی صفری نیز از اعضای فعّال این جلسات بودند. از دیگرنیروهای موثّر آن روزها برادران حاج غلامحسین مقدسی و حاج رضا صحراپیما بودند که همراه با شهید علی پور نقش به سزایی در بیداری و تقویت روحیّه انقلابی مردم ایفا می کردند. من هم که دو سال کوچک تر بودم سعی می کردم به قدر توانم قدمی در این راه بردارم.
از جمله مسایلی که پیگیری می شد ، موضوع راه اندازی بسیج در ارد بود که از اواخر سال 1359 محقّق شد و اوّلین پایگاه بسیج مردمی، با عنوان « بسیج مستضعفین ارد » با مسؤولیت شهید علی پور ، در مسجد جامع ارد فعالیت خود را آغاز کرد که با استقبال خیلی خوبی از طرف مردم متدیّن و انقلابی ارد مواجه شد. به دلیل نبودن فضای کافی برای خیل مشتاقان حضور در بسیج و برخی مشکلات و اختلافات محلّی ، محلّ استقرار بسیج به ساختمان حمام عمومی که ساختمانی متروکه بود منتقل شد. بچه ها شب و روز کار می کردیم تا فضای مناسبی برای فعّالیت های بسیج ایجاد کنیم. برای اوّلین بار دالان ورودی حمام که حالا محل استقرار بسیج بود ، را با نظر شهید علی پور و همکاری یکی دو نفر از بسیجی ها از جمله شهید غلامعباس اژدری با زمینه پرچم مقدّس جمهوری اسلامی رنگ آمیزی کردیم. شهید علی پور که تحصیل و کار و زندگی در خارج از کشور را برای خدمت به انقلاب و بودن در رکاب امام خمینی (ره) رها کرده بود ، شب و روز آرام و قرار نداشت و مصمّم بود هرچه زودتر خود را به جبهه های نبرد حق علیه باطل برساند ... و بالاخره ایشان و مرحوم حاج جانعلی صفری اوّلین کسانی بودند که در اوایل سال 1360 از ارد عازم جبهه شدند. شهید علی پور تا قبل از شهادت در فروردین 1361 در عملیات فتح المبین ، چند بار عازم جبهه شد و به خاطر تسلّط بر زبان عربی و هوش و ذکاوت و چالاکی ، بیشتر در عملیات های برون مرزی در خاک عراق به ماموریت می رفت و نقش بسیار موفق و موثری ایفا می کرد.
حضورم در بسیج و آموزش نظامی
از اول مهر ماه1358 با عده ای از دانش آموزان اردی برای ادامه تحصیل به شهر لار رفتیم. مدتی پس از صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) درپنجم آذرماه 1358 مبنی بر تشکیل بسیج(ارتش بیست میلیونی)،با بعضی از دوستان دانش آموز در بسیج لار ثبت نام کردیم . یک سال بعد ، پس از شروع جنگ تحمیلی ، از طرف بسیج لار دوره های آموزش نظامی برگزار می شد. آذرماه 1359 با چند نفر از همکلاسی ها از جمله: برادران عباس صفری ، محمدغلامپور وخلیل کمالی در چهارمین دوره آموزشی که در منطقه بست فاریاب واقع در شرق شهر لاربرگزار شد شرکت کردیم... این گروه ، پس از حرکت مجاهدانه شهید علی پور ، در زمره اولین بسیجیان اردی شرکت کننده در دوره آموزش نظامی رسمی بسیج بودند.
مربیان دوره،زنده یاد شهید نجفعلی مفید ،مرحوم حق شناس(معاون اسبق فرمانداری لارستان)ویکی دیگر از برادران(به گمانم آقای ... جعفر پور)بودند ...شبانه روز زحمت می کشیدند وآرام و قرار نداشتند تا شرکت کنندگان مهارتهای نظامی را به خوبی یاد بگیرند.
« مرحوم حق شناس ، از مربیان دوره آموزشی »
آموزش ها بسیار سخت وجدی بود.در تصویر بالا از ارتفاع بلندی پریدم...
« شهید مفید ، مربی دوره آموزشی »
در تصویر بالا نیز برادر عزیز ،خلیل کمالی در حال پریدن از بلندی است.
در دو تصویر بالا و پایین سختی دوره آموزشی را بیشتر می شود حس کرد...در سرمای سوزناک صبحگاهی نیمه آذرماه با بدن برهنه روی سنگلاخهای خشن وخارهای کوهپایه های بست فاریاب غلط می زدیم و ورزش می کردیم. واقعا" خداوند روحیه و توان بالایی به همه عنایت کرده بود.
جالب اینجاست که هیچکدام از بچه ها یک خراش هم روی بدنش ایجاد نمی شد.